جمعى از نويسندگان
414
مجموعه مقالات برگزيده كنگره بزرگداشت آيت الله سيد على آقا قاضى (ره) (فارسى)
قرآن ، يقين نسبت به آخرت و فناى دنيا و زوال آن ، مطرح گرديده و فرمود : « . . . فغضوا عنكم عبادا . . . غمومها و اشغالها لما قد ايقنتم به من فراقها . . . » « 1 » اى بندگان خدا ! چشم بپوشيد از مايههاى غم و اندوه دنيا و اشتغالات آن چون يقين داريد كه از آن جدا خواهيد شد . از نظر على ( ع ) يقين از پايههاى ايمان است . « 2 » و نظير اين مطالب در طى خطبهها و نامهها و كلمات قصار آمده است . يقين و تعريف آن در مصطلحات صوفيه : يقين در منازلالسائرين خواجه عبدا . . . انصارى از اصول و منزل پنجم است و در مصباحالهدايه مىنويسد : يقين عبارت است از ظهور حقيقت و كشف استار بشريت به شهادت وجد و ذوق نه به دلالت عقل و نقل و مادام كه آن نور از ماوراى حجاب نمايد آن را نور ايمان خوانند و چون از حجاب مكوشف گردد آن را نور يقين خوانند و در حقيقت يك نور بيش نيست . همان نور ايمان وقتى متأثر دل گردد بىحجاب بشريت ، نور يقين بود تا بقاى وجود است پيوسته از زمين بشريت ، غيم صفات بشرى متصاعد مىشود طلعت آفتاب را مىپوشاند و گاه متفرّج و منقشع مىگردد و به طريق وجد ، دل از لمعان آن نور ذوق مىيابد . . . » « 3 » محمود آلوسى مىنويسد : عيناليقين يعنى : رؤيتى كه خود يقين است چون انكشاف و ظهور با رؤيت و ديدن بالاترين نوع انكشاف و ظهور است و چنين چيزى شايسته تسميه يقين مىباشد . مثلًا گويند : « جاء فلان نفسه » يعنى : فلانى آمد خودش آمد . اصل جمله « لترونّها عيناليقين » چنين است « لترونها رؤيه عيناليقين » : جحيم را مىبينند ديدنى كه خود مورد يقين است و يقين از ديدگاه لغت علمى را گويند كه شك و ترديد در آن نباشد و اصطلاحاً : يقين عبارت است از اعتقاد به امرى كه قطعاً همانطور است و خارج واقع ، مطابق آن مىباشد و جز آن نيست و گفته شده : يقين : ادراك چيزى به دليل و برهان آن گونه كه هست و جز آن نيست و عيناليقين همين است از راه كشف و مشاهده و فوق آن حقاليقين مىباشد . و برخى گفتهاند : علم هر عاقلى نسبت به مرگ ، علماليقين است . هنگام مرگ كه فرشتگان را ديد عيناليقين حاصل مىشود وقتى مرد و مرگ را چشيد آن حقاليقين باشد و بيشتر اين تفسيرها اصطلاحات اهل حق است . « 4 » جمع بندى و نتيجهگيرى 1 - اگر انسانى فقيه و دينشناس باشد و در خط قرآن و سنت حركت نمايد ، عارف و سالك هم خواهد بود . چنان كه عارف و سالكى ، حقيقتاً عارف ، سالك مىباشد كه به راستى فقيه و
--> ( 1 ) - همان / خ 160 . ( 2 ) - همان / قصار / 31 . ( 3 ) - رك به : مقامات معنوى / بحث يقين . ( 4 ) - محمودالوسى بغدادى / روحالمعانى / 30 / 255 افست بيروت .